خاطره
-
تاریخ: 1397/9/19 ساعت: 7:29
مدرسه كه مي رفتيم ، هربار كه دفتر مشقمون رو جا ميذاشتيم معلممون مي گفت "مواظب باش خودتو جا نذارى" و ما مي خنديديم و فكر مي كرديم نميشه خودمونو جا بذاريم!بزرگ كه شديم بارها و بارها يه قسمت از خودمون رو
بهانه
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 22:52
نفس می کشم توراوگرنه هوای تهرانبهترین بهانه, بودبرای مردن
رورهای هفته
-
تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 22:52
شنبه به یادت شروع شدیکشنبه ؛ دوستت دارمدوشنبه ؛ دو بار دوستت دارمسه شنبه ؛ سه بار ، زیر لبچهارشنبه ؛ چهار دل با فریادپنج شنبه ؛ پنج هزاره ، تا بهشت ...جمعه ؛ تمام عشقهای جهان مال تو! کاش هفته, بیشتر بو
دوباره ها
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 23:43
دوباره آمدی اما باز می گذری می روی مثل پارسال مثل همه ی سالها که آمدی و رفتی مثل جانهایی که کنارت بودند و دوستشان داشتی و رفتند و گذشتند پانزدهم های بهارها باز عمریست که دیگر چیزی نیست و میگذرد. مرا از چه می ترسانی از عدد؟
تو....
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 23:43
تمام شب تو را دیدم به خواب به بی خواب تو را آقا تلخه
وقتی نیستی
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 23:43
شکست شیشه ی دل را مگو صدایی نیستکه این صدا به قیامت بلند خواهد شد
بی دوباره...
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 23:43
بلاتکلیفی ...........که نَه زورت به فراموشی میرسه نَه به شروع دوباره...
خسته..
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 23:43
از زنی که داد می زند، گریه می کند،تهدید می کند ناراحت نشو وقتی زنی اعتراض می کند چمدانش را می بندد، یعنی نگذار بروم بمان هنوز دوستت دارد. وقتی زنی سکوت می کند ، اعتراض نمی کند، آرام می گیرد ، یعنی بریده است دیگر دوست داشتنی در وجودش نمانده دیگر به تو و زندگیتان امیدی ندارد می داند به آخر خط رسیده ای...
بحران
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 23:43
تا می ٱیم به تو فکر کنم تمام بحران ها یکی یکی ٱوار می شود و تمام بالهای پروانه ها می شکند تو به یاد ماندنی هستیاین را خوب میدانی ..خوب ِ خوب ظالم زاییده می شودو بحران مانند باد ٱویز همیشه می رقصد ....
بهانه ی رفتن ، هنوز صبحانه نخورده است
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 23:43
u200dبر بامها خیابانها شب از نیمه نگذشته است نمی گذرد نمی گذرد هیچگاه هیچ کسی نمی داند این پلک ها باز است یا بسته که بهانه ء رفتن ، هنوز صبحانه نخورده است به پنجره که نگاه می کنم ماه می گیرد عمریست کبریت را که روشن می کنم خورشید هم می گیرد
تو..
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 23:43
یکی بود یکی نبوددلم از تو می سرود
شهریور
-
تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 23:43
شهریور را باید قدم زد پدر تو
آدرس اشتباهی
-
تاریخ: 1396/11/19 ساعت: 2:00
همه چیز در یک فضای آرام " ماندنی " را به سبک جا پای روی آسفالت داغ، ثبت میکندداغ از هر نوعش روح را چروک میکندعجیب است داغ بر داغزیرایک ابر درراه مانده راسیاسی اش کرده اند آدرس را اشتباهی در جوی آب رها کردند..و آن " ماندن " دودش در خون میرود تا ابد..Let's block ads! (Why?)
شیطنت
-
تاریخ: 1396/11/19 ساعت: 2:00
اگر جای ساعت دیواری اتاقت بودمگولت میزدمجای عقربه های کوچک و بزرگ و حتی ثانیه شمار را هم عوض میکردمکه هیچگاه بیست و چهار ساعت تمام نشودو تو با اخمی شیرین دائم سرت را بلند می کردی و ساعت را می دیدی دیگر حواست به سیاهی و روشنی بیرون اتاقت نخواهد بود..حتی قرصهای خوابت را یادت می رود و من ساعتها دورت گ...
تــــ ـــور جهانی
-
تاریخ: 1396/11/19 ساعت: 2:00
ما افکار هم هستیمکبوترهای لب پنجره هم این را می دانندمثل یک تور جهانی بی تاب هم می شویمو من آغاز فصل بارش با خاموش ترین صدا باز می گردماگر ماه نیاید گریه ام بی چتر بی چتر....حوالی یک عمـــرLet's block ads! (Why?)
عطر او
-
تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 20:26
دوست داشتنی های کوتاهمنم بارانیست و کافیدوست داشتنی های کوتاهم شعر تازه ایست و کافیاین فصل هم تمام می شود و کافیو من روزی تا کافی می مانمو می میرم..ઈęʈДЯę ♥ ღ♥ღ♥♥ ღ♥ღ♥یک وجب بودنت هنوز زییاستمو به تنم راست می شودوجب وجب نبودنتبرای همین ست که فشرده بوسه می زنمبر هیچ های زندگیکه هنوز هیچ سر نیاوردم می...
خانه ی تمیز
-
تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 20:26
دوست داشتنی های کوتاهمنم بارانیست و کافیدوست داشتنی های کوتاهم شعر تازه ایست و کافیاین فصل هم تمام می شود و کافیو من روزی تا کافی می مانمو می میرم..ઈęʈДЯę ♥ ღ♥ღ♥♥ ღ♥ღ♥یک وجب بودنت هنوز زییاستمو به تنم راست می شودوجب وجب نبودنتبرای همین ست که فشرده بوسه می زنمبر هیچ های زندگیکه هنوز هیچ سر نیاوردم می...
بررسي يک لايحه
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 19:50
" عدم " ها آزرده می کند.می گذارمشان کمی آنطرفتر...آن ورتر.. . شبيه سس لطيفی باد فضا سازي جديدي مي کند نا هوشيار بودن هاي بي خط را همانند بررسي يک لايحه ي ترش تاييد ميکنم فکر غیر منطقی احساس نا خوشایندی و در نهایت رفتار غیر منطقی به بار می آورد. دسته بندی :
آويز وعده ها
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 19:50
آويز وعده ها نویسنده : ★ ; ساعت 11:26 روز شنبه سی ام فروردین ۱۳۹۳ هميشه يک کلمه ي بيگانه وجود دارد...چيزي در من.... يک گشودگي ممتاز در يک نقطه تن واره مرا ترجمه مي کند اما رشته اي آويزانم ميان وقفه هاي صبح ظهر شب
تبديل هاي بي نظام
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 19:50
بغل می گیرم.تمام خنده ها یی که استراحتم شد. مرهمم شد.آرامم کرد.یا حتی اشکی از گوشه ی چشمم روانه کرد.خاطره شد. تند بادی شد و تمام گسسته های جا خشک کرده ی وجودم رابرد تا هوا. ..نقطه ای شد روشن . گرمم کرد مثل منقل زیر کرسی.. فروتنانه تبدیل ها را به چشم می خرم به همین خاطر ست که شیوه ها به صف می ش