u200d . درنگ که میکنم . " من " اضافه ای از بودنی می شوم ...این من " بر دوشم ..و در " سرم " هزار هزار " نبودن هایی " که ......اصلا ..با ندانسته " هایم چه کنم..که وزنش به سنگینی ِ زبان هاي گوسفند هاي مرده است. از سرم نمی رود این هوش یک چيزي لازم ست تا نگاهم بچرخد برهمه چيز که مدتيست در آن ها دنبال چيزي مي گردم چيزي خط کج می کشد بر بودنم دور صدم ست که دور میزنم کنار همه چيز کنار چيز هايي که فقط می بَرند
برچسب:
نویسنده: النا باقریان